خرید بک لینک

درباره سایت

تحقيقات علوم قرآن و حدیث

امکانات وب

چرا امام حسین علیه السلام با وجود آگاهی از بدعهدی کوفیان باز به سمت کوفه رفت؟

❓ چرا امام حسین علیه السلام با وجود آگاهی از بدعهدی کوفیان باز به سمت کوفه رفت؟

...آن كدام رنج طاقت فرسایی است كه چاه ها را رازدار ناله های علی(ع) كرده است؟ هیچ دیده ای كه نخل ها بگریند؟ ... هرگز غروب هنگام در نخلستان های كوفه بوده ای؟ گویی هنوز صدای بغض آلود امام علی(ع) از فاصله قرن ها تاریخ به گوش می رسد كه با مردم كوفه می گوید: «یا اشباه الرجال و لا رجال ... ای نامردمان مردم نما، ای آنان كه همچون اطفال در عالم رویاهای خویش غرقه اید و عقلتان همچون نوعروسان تازه به حجله رفته است! دوست داشتم كه شما را هرگز نمی دیدم و نمی شناختم كه مرا از آن جز ندامت و اندوه نصیبی نرسیده است. خداوند مرگتان دهد كه قلبم را سخت چركین كرده اید و سینه ام را از ‎غیظ آكنده اید ... چون در ایام تابستان شما را به جنگ فراخواندم، گفتید اكنون در بحبوحه خرماپزان است، بگذار تا گرما كمی پایین افتد! و چون در زمستان شما را گسیل داشتم، گفتید اكنون چله زمستان است، بگذار تا سوز و سرما فرو نشیند! و این بهانه ها همه تنها برای فرار از سرما و گرماست. شما كه از سرما و گرما اینچنین می گریزید، از شمشیر دشمن چگونه خواهید گریخت؟...».

مگر امام فراموش كرده بود كه كوفیان با برادرش امام حسن مجتبی چه كردند؟ از یك سو گرداگرد او را گرفتند و از دیگر سو برای معاویه نامه نوشتند كه اگر می خواهی، حسن را دست بسته نزد تو می فرستیم! آری، امام كوفیان را می شناخت؛ اما امام، در ادای آن عهد ازلی، هرگز مأذون نیست كه حجت ظاهر را رها كند. چگونه می توان همه آن هزاران نامه را نادیده انگاشت و حكم بر تأویل كرد؟ و از آن گذشته، اگر امام به دعوت كوفیان اعتماد نكند چه كند؟ آیا می توان با یزید دست بیعت داد و باز هم به جانب قبله نماز گزارد؟ مفهوم صلح با یزید چه می توانست باشد؟ معاویه بن ابی سفیان خلافت را با حكم شورای حكمیت غصب كرده بود؛ اما یزید چه؟ با این بدعت تازه كه خلافت را به سلطنت موروثی تبدیل می كرد چه باید كرد؟ آیا امام خود را به یمن برساند و آنجا، ایمن از شر یزید، دل به حیات دنیا خوش دارد و امت محمد را به بنی امیه واگذارد؟ چاره چیست؟ معاویه بن ابی سفیان یزید را توصیه كرده است كه امام حسین(ع) را به خودش وانگذارد. یا باید با یزید بیعت كرد و بر این بدعت تازه در حاكمیت اسلام مهر تأیید نهاد و تاریخ آینده را سراسر به بی راهه ای ظلمانی و بی سرانجام كشاند، و یا از بیعت با یزید سرباز زد؛ و در این صورت، آیا باید رمه را به گرگی كه خود را به چهره شبانان آراسته است واگذاشت و گریخت؟

(شهید آوینی، فتح خون: مجموعه مقالات شهید آوینی، فصل دوم: کوفه)

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 4:32

صفحه بندی